( 4.0 امتیاز از 548 )

عصر شیعه : برخی از علما، هیچ گاه ازدواج نکردند و این موضوع، مؤید حقیقتِ مهم و البته مغفول مانده ای است؛ روحانیون همچون سایر مردم هستند.

ازدواج یکی از سنت های دیرپای انسانی و شاید قدیمی ترین سنت این نوع باشد. تداوم نوع بشر و تأکید دین، اهمیت ازدواج را می افزاید لذا تجرد افراد خاصه علما موجبِ تعجب مضاعف می شود. احتمالا هر یک از ما در اطرافیان و یا دوستان خود کسانی را می شناسیم که ازدواج نکردند و شاید شاهد برخوردها و واکنش های سرد مردم با آن ها بوده ایم.

اگر این فردِ مجرد، یک روحانی و بلکه یک عالم باشد، این سوال در ذهن نقش می بندد که چگونه فردی در مقامِ مبلغ و مروج کلام خداوند و پیامبران و پیشوایان دین ازدواج نمی کند. و شاید باورِ تجرد یک عالم سخت باشد اما تاریخ بارها شاهد این واقعیت بوده است.

این موضوع در موردِ گفتار و کردارِ پیامبران نیز دیده می شود به طوری که گاهی مردم فکر می کنند پیامبران نباید از جنس انسان ها باشند بلکه باید متفاوت باشند؛ مثلا از جنس فرشتگان. این درحالی است که قرآن درباره حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه می فرماید: خداوند در آیه‌ی «قُل إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثلُكُم؛ می فرماید پیامبر اکرم (ص) نیز بشری مانند ماست» (کهف: 110). یا در جای دیگر می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ؛ پيش از تو پيامبران [خود] را نفرستاديم جز اينكه آنان [نيز] غذا مى‏خوردند و در بازارها راه مى‏رفتند » (فرقان: 20).

بنابراین پیامبران، علما و روحانیون، پیش از اینکه در زمره اولیای الهی باشند یا در کسوتِ روحانیت درآیند، نخست، انسان هستند. پس از این مقدمه، در ادامه این جستار، نام و تاریخچه کوتاهی از زندگی علمای نام آشنایی که تا پایان عمر، مجرد بوده اند یا دیر، ازدواج کرده اند، در برابر دیدگانتان قرار می دهم.

 

میرزا ابوالحسن جلوه

میرزا ابوالحسن جلوه در دوره قاجاریه زندگی می کرد؛ دانشمندی که توانست در آن دوره از ایران مشعل حکمت را روشن نگه دارد. نسب ایشان از طریق پدر به امام حسن مجتبی(ع) و از طریق مادر به امام حسین(ع) می رسد و یکی از اجدادش سید بهاءالدین حیدر است که در قرن هفتم در زواره می زیست.

این دانشمند بزرگ در طول نیم قرن تدریس، شاگردان بسیاری تربیت کرد که از جمله این افراد می توان به میرزا محمدطاهر تنکابنی، آیت الله العظمی میرزا محمدعلی شاه آبادی، ملامحمد آملی، حاج شیخ عبدالنبی نوری، سید عباس شاهرودی، سید محمود حسینی مرعشی نجفی(پدر حضرت آیت الله مرعشی نجفی) و حاج میرزا عبدالکریم سبزواری فرزند حاج ملاهادی سبزواری اشاره کرد. میرزا ابوالحسن نیز به دلیل تحصیل و تدریس، تا آخر عمر، مجرد ماند.

 

سیدجمال الدین اسدآبادی

سیدجمال الدین اسدآبادی همدانی، مصلح نام آشنایی که پس از گذشت سال ها از شهادتش، هنوز نامش در بین مسلمان و غیرمسلمان زنده است؛ بزرگمردی که در طول زندگی پربرکتش شاگردان بسیاری پرورش داد و یک لحظه دست از مبارزه برنداشت. شاید به همین دلیل هیچ وقت نتوانست ازدواج کند و خانواده ای تشکیل دهد.

شهید مرتضی مطهری در مورد سیدجمال الدین اسدآبادی نوشت:

«سید جمال هر کار ممکن را برای درمان دردهای جامعه انجام داد. مانند مسافرت، تماس، سخنرانی، نشر کتاب و مجلات، تشکیل حزب و جمعیت؛ حتی ورود و خدمت در ارتش. او در عمر 60 ساله خود ازدواج نکرد و تشکیل عائله نداد، زیرا وضع غیرثابتی داشت و هر لحظه در کشوری به سر می برد. گاهی در تحصن بود و گاهی در تبعید یا تحت نظر؛ پس نمی توانست مسئولیت تشکیل خانواده را برعهده بگیرد».

 

ملامحمد کاشی

آیت الله ملامحمد کاشی معروف به آخوند کاشی شاگرد خاصِ حکیم محمدرضا قمشه ای و از شاگردان میرزا حسین نوری بود و شاگردانی چون حاج آیات رحیم ارباب، سیدحسین بروجردی، سیدحسن قوچانی، شهید سیدحسن مدرس، سید محمدرضا خراسانی، آقا ضیاءالدین عراقی، طَرَب اصفهانی، آقا نجفی قوچانی، شیخ هاشم قزوینی، میرزا ابوالقاسم محمد نصیر شیرازی، میرزا علی آقای شیرازی و سید جمال الدین گلپایگانی را تربیت کرد.

آخوند کاشی را متعهد به نماز شب و تهجد، صاحب چشم برزخی و آگاه به غیب و ... دانسته اند.

او در دوره 84 ساله عمرش مجرد بود.

 

جهانگیر خان قشقایی

جهانگیر خان قشقایی فقیه، فیلسوف و شاعر شیعی، و پدرش از خان‌های تیره ی دره شوری ایل قشقایی بود و تا چهل سالگی چون دیگر خان ها، اوقات خود را تفریح و تفرج و شکار گذرانید (باستانی پاریزی، ص 410) روزی گذرش به مدرسه ی چهارباغ افتاد و در ملاقات با درویشی، شوق تحصیل در دلش شعله کشید.

ایشان در زمینه فقه و اصول از محضر اساتیدی چون حاج ملاحسین علی تویسرکانی، حاج شیخ محمدباقر نجفی و میرزا محمد حسن نجفی استفاده‌ها برد و نیز علم طب را از طبیب معروف اصفهان، آخوند ملاعبدالجواد خراسانی آموخت. از این رو ایشان علوم مختلف را در خود گرد آورد و پس از آن، در مدرسه صدر اصفهان بساط تعلیم و ارشاد گسترد و شاگردان بزرگی از خود به یادگار گذاشت.

از شاگردان وی می‌توان به مرحوم آیات حاج آقا رحیم ارباب، سیدحسین بروجردی، فاضل تونی، جمال‌الدین گلپایگانی، فاضل تونی، سید حسن مشکان طبسی، شیخ اسدالله ایزد گشسب، فرصت الدوله شیرازی، ضیاءالدین دری، جلال الدین همایی، سید حسن مدرس و مرتضی طالقانی اشاره کرد.

جهانگیر خان در اثر بیماری در اصفهان در گذشت و در تکیه ی ترک به خاک سپرده شد. آثار که از او به جای مانده، شرحی بر نهج البلاغه است. وی نیز ازدواج نکرد و همسری نداشت.

 

شیخ مرتضی طالقانی

شیخ مرتضی طالقانی برای طلبه ها نام آشنایی است؛ عارف و زاهدی که استاد بسیاری از علمای برجسته معاصر بود. یکی از این شاگردان، مرحوم علامه جعفری بوده که مدتی نزد او می رفت و درس معارف می خواند. همچنین بخشی از فلسفه و عرفان را نیز از ایشان آموخته بود. درواقع استاد مسلم علامه جعفری در عرفان عملی، شیخ مرتضی طالقانی بوده است. آن طور که علامه جعفری می گفتند، تأثیر ایشان از شیخ مرتضی طالقانی قابل وصف نیست. شاید برای همین بود که هروقت علامه از ایشان یاد می کردند، اشک از چشمانشان جاری می شد.

او که نزد علما به شیخ عارفِ زاهد، مرتضی طالقانی معروف است تا آخر عمر یعنی 89 سالگی ازدواج نکرد اما شاگردان فراوانی در مکتب او پرورش یافتند که هرکدام از آنان فرزندان معنوی او هستند.

 

حکیم هیدجی

مرحوم شیخ محمد حکیم هیدجی در زنجان زاده شد و شاگردان بسیاری در محضر تحصیل علوم دینی کردند. وی از علمای تهران بود که تا آخر عمر حجره‌ای در مدرسه منیریه متصل به قبر امامزاده سیدناصرالدین داشت. زمان ارتحال این عالم جامع در معقول و منقول را آخر ماه ربیع الاول سال ۱۳۴۹ه. ق مطابق تابستان ۱۳۱۴ه. ش نوشته‌اند. حکیم هیدجی از دوران طفولیت ذوق شعری داشت و در نوجوانی به سرودن اشعار فارسی و ترکی پرداخت.

 

شیخ محمدحسین زاهد

شیخ محمد حسین نفتی بعدها در نتیجه تقوی بسیار به زاهد معروف شد. وی از علم و سواد بالایی برخوردار نبود زیرا از چهل سالگی گام در این راه تحصیل علم گذاشت. پیش از آن به شعل نفت فروشی مشغول بود و در آن سالها نیز مردی مومن و بی رغبت به دنیا بود و گاه به گاه در درس مرحوم آقا سید علی مفسر حاضر می شد.

وی روزی در حال عبور از کنار مسجد جامع تهران با چرخ نفت فروشی دقایقی در پای درس آیت الله مفسر نشست و یکباره انقلاب و جرقه ای الهی در قلب و جانش پیدا شد و به طور قطع تصمیم گرفت تا از آن به بعد به فراگیری علوم ودینی بپردازد و به سلک روحانیت در آید و یکی از تبلیغاتچی های خدای رب العالمین باشد. ابتدا به مدت یکسال و نیم در مشهد و بعد چند سالی در تهران به طلب علم و فضیلت پرداخت.

سال های تحصیل محمدحسین زاهد کم بود اما بسیار پربار؛ طوری که مرحوم زاهد در میان مدرسین تهران، یکی از بهترین و دقیق ترین مدرسین ادبیات عرب به حساب می آمد. مرحوم زاهد در خواندن ادعیه وارده از ائمه معصومین بسیار توانا بود و صدایی گیرایی داشت  و در تمام ماه رمضان مجالس دعا و احیا برقرار می کرد. بسیاری از مومنین خودشان را از اطراف و اکناف به مسجد امین الدوله رسانده تا از مجالس ایشان بهره مند گردند.

 

سیدجلال الدین آشتیانی

علامه سيد جلال الدين آشتياني مفسر و فیلسوف و پرچمدار حكمت صدرايي در دوران معاصر و شارح بزرگ مكتب فلسفه اشراق و عرفان اصيل اسلامي، بي گمان يكي از شخصيت هاي استثنايي تاريخ و فرهنگ معاصر ايران زمين بود. نكته اي كه درباره وي مورد اتفاق همگان است، اين است كه: علامه آشتياني، انساني متعالي و فيلسوفي والامقام در حد ملاصدراي زمان بود
سيد جلال الدين ميرى آشتيانى در سال ۱۳۰۴ خورشيدى در قصبه آشتيان از توابع سلطان آباد اراك در خانواده اى كاملاً متدين و مذهبى، چشم به جهان گشود.

سید جلال الدین آشتیانی، پس از گذراندن بیماری طولانی و بر اثر کهولت سن در سن هشتاد سالگی در سوم فروردین ماه 1384 هجری شمسی دار فانی را وداع گفت. وی از بازماندگان حکمت صدرایی در ایران محسوب می‌شد که آثار منحصر به فردی را خلق کرده بود. وی سالها در خدمت امام خمینی شاگردي نموده و از دوستان صميمي مرحوم سيد مصطفي خمینی بوده است. علامه آشتیانی نیز همسر و فرزند نداشت و تا ژایان عمر مجرد باقی ماند.

 

علمایی که دیر ازدواج کردند

برخی از علما، دیر ازدواج کردند که معروفترین آنها عبارتند از:

 

آیت الله حاج میرزا احمد شیرازی

پدرش از خوانین روستای فیروزآباد فارس بود و روحیه مذهبی داشت. میرزا احمد عاشق درس حوزه بود اما پدرش نمی خواست فرزندش درس طلبگی بخواند. با این حال او هر روز قبل از اذان صبح نزد عالمی که نزدیکی خانه اش زندگی می کرد می رفت و قبل از طلوع آفتاب به خانه برمی گشت؛ به طوری که پدرش متوجه این رفت و آمد نمی شد. میرزا احمد در شیراز تا حد اجتهاد درس خواند و برای آیت الله آقا سید عبدالحسین لاری، حکم معین و مشاور را داشت.

او سوارکار و تیرانداز ماهری بود و در جنگ با انگلیسی ها هم حضور داشت تا اینکه پس از جنگ، به هندوستان تبعید شد و در بمبئی بود. به او گفته بودند یا در تهران تحت نظر زندگی کن یا به یکی از کشورهای دیگر برو. او حجاز را انتخاب کرد و پس از مراسم حج به قم آمد. بعد از این زمان بود که تازه به فکر ازدواج افتاد؛ یعنی حدود 40 سالگی، همسرش علویه، دختر عموی مادر مرحوم آیت الله العظمی اراکی بود.

 

شهید مطهری

شهید مطهری هم از علمایی است که دیرتر از حد متعارف ازدواج کردند. همسر شهید مطهری درباره چگونگی آشنایی و ازدواج با ایشان این طور می گوید:

«آقای مطهری شاگرد پدرم بود و خدمت او در مشهد درس حکمت می خواند. استاد بسیار درگیر درس و فعالیت های سیاسی بود؛ بنابراین دیرتر از برادرانش ازدواج کرد. 13 ساله بودم که استاد در 31 سالگی مرا از پدرم خواستگاری کرد و در 14 سالگی به عقد او درآمدم. عروسی ما و آخرین برادرشوهرم در یک شب برگزار شد. همسر استاد در خاطرات خود می گوید:

«مادر شوهرم همیشه در حق فرزندانش دعا می کرد که علم زیاد، نسل ادامه دار و روزی حلال داشته باشند، که به حمدلله نصیب شان شد».

 

برآیند سخن

اشاره به زندگی علمایی که ازدواج نکردن یا دیر، ازدواج کردن، چند هدف را دنبال می کند:

1) رسیدن علمای مزبور به مقامات علمی و فقهی صرفا در نتیجه ازدواج نکردن نبود؛ بنابراین نتیجه گیری نشود که با ازدواج نکردن می توان به چنین مقاماتی رسید. هم چنان که روحانیون و غیر روحانیون بسیاری تا پایان عمر، مجرد ماندند و چهره شاخصی نشدند.

2) علما و روحانیون، پیش از اینکه در کسوت روحانیت درآیند، نخست، انسان هستند و سپس، روحانی؛ بنابراین دارای ویژگی ها، رفتارها و عادات انسانی هستند. از این رو مجرد ماندن آن ها نباید موجب تعجب شود.

کوتاه سخن آنکه، برای بررسی و تبیین دقیقِ هر پدیده و رویدادی، باید ذهنیت ها و پیش داوری ها را کنار زد، چشم ها را شست و جور دیگر، دید. ماجرای تأهل قشر روحانیت نیز از این قاعده، مستثنی نیست.

 

منابع

پرتال نور (noorportal.net)

همشهری آینه

نشریه ایراندخت

گفت وگو با آیت الله سیدباقر آیت میردامادی و آیت الله سیدعبدالجواد علم الهدی

تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر

0/700
Change the CAPTCHA code
قوانین ارسال نظر